تبليغاتX
دادخواهی حیوانات از انسانها - روز جهانی محیط زیست را به هموطنانم تسلیت عرض می کنم!

دوستداران محیط زیست ایران فقط ادعا ، فقط حرف !!!!!!          

         گروه انگشت شماری از مردم ایران که در این بحبوحه های فلاکت ، فقر و بدبختی های سرزمین مان ایران به نابودی و خسارت های جبران ناپذیر محیط زیست ایران می اندیشند و در مورد آن صحبت می کنند تنها به تعدادی وبلاگ محیط زیستی در اینترنت ختم می شود. گاه گاهی هم در یکی از روزنامه ها مطلبی در مورد محیط زیست و دغدغه های آن منتشر می شود که باز هم گروه اندکی تمایل به خواندن این گونه مطالب دارند. متاسفانه فقر و بی فرهنگی که در کل جامعه ایران روز به روز در حال ترویج و گسترش می باشد مانع اندیشیدن ایرانیان طبیعت دوست  به اوضاع واحوال بسیار نگران کننده و تاسف بار محیط زیست کشورشان شده است. تاسف بار تر از این موضوع ادعاهای پوچ و بی اساس گروهی از مدعیان عاشق طبیعت ایران زمین می باشد که واقعاً مشخص نیست که آیا عاشق ایران هستند یا فقط دوست دارند در این مورد بنویسند؟ این گروه بسیار کوچک عاشق طبیعت ایران زمین سالهاست که نمی توانند همدیگر را بعنوان یک یار و همفکر در مساله محیط زیست ایران قبول کنند و این چیزی نیست جز فرار همیشگی ایرانیان ازفعالیت در انجمن های گروهی. ما ایرانیان همیشه بصورت فردی عمل کرده ایم و می کنیم و هیچ گاه یکدیگر را بعنوان همفکر وهمسنگر قبول نکرده ایم و نمی کنیم. عدم اعتماد به یکدیگـر، خودخواهی هر یک از ما ، نا هماهنگی دربرنامه ریزی ، هدف های متفاوت و... باعث شده که تنها بطور منزوی در گوشه ای از این دنیای بزرگ ارتباطات به نوشتن مطالبی در مورد محیط زیست ایران اکتفا کنیم بدون آنکه بخواهیم زخمی از این زخم های بی شمار وارد بر محیط زیست ایران را درمان کنیم.   

      نوشتن ،همیشه مقدس بوده در صورتی که اقشار مختلف مردم از نوشتن آن مطلب سطح دانش و آگاهی شان بالا رود و شاید در این میان کسی یا کسانی هم به فکر راه حل های عملی بیفتند. سوال مهمی که مطرح می شود این است که آیا در ایران روز جهانی محیط زیست معنا دارد؟!! ما دوستداران محیط زیست ایران زمین به چه کسی و کسانی دل خوش کنیم. هیچ فردی نه در ایران و نه در خارج از ایران به فکر محیط زیست در حال ویران سرزمین ما نمی باشد. مسئولان بی لیاقت سازمان محیط زیست ایران تنها به این منظور بر سر کارآمده اند که مانع فعالیت ایرانیان طبیعت دوست برای بهبود وضعیت نا بسامان محیط زیست ایران شوند. همه این افراد به خاطر سیاست جهانی می بایست تصمیمات وآیین نامه هایی اتخاذ کنند که باعث نابودی هر چه سریعتر ایران زمین شود . در این مورد هیچ مثالی گویا تر از عملکرد ویران کننده ی این سازمان در قبال محیط زیست ایران نیست.کسی که از شکنجه حیوانات لذت می برد انتظاری جز برنامه ریزی برای نابودی حیوانات و گیاهان این مرز و بوم ندارد. سازمانها و موسسات بین المللی هم تا نام ایران به میان می آید بنا بر سیاست های جهانی ، سر سوزن توجه و تمرکزی به این بهشت برین که چون شمعی در حال آب شدن می باشد نمی کنند. اینان هم فقط ادعا دارند. دهکده کوچک جهانی همه اش کشک است اگر این کره خاکی متعلق به همه انسانهای روی زمین می باشد پس در هر گوشه ای از آن اگر اتفاق ناگواری بیفتند باید همگان دست در دست هم برای خنثی نمودن این بحران دراین گوشه از جهان بپا خیزند.      

     بنابراین ، دوستداران واقعی محیط زیست ایران ، نه دولت ایران و نهادهای بین المللی هیچ کدام به فکر من و شما و محیط زیست مظلومان نمی باشند. در این میان شما دوستان هم بجای اتحاد با یکدیگر فقط در پی حرف زدن و قربون صدقه رفتن یکدیگر و یا بدگویی پشت سر یکدیگر در این وبلاگ ها هستین. از دست من نارحت می شوید یا نه مجبورم این ها را بگویم. هر انتقادی هم که دارید با جان و دل پذیرا می باشم. بنده با تمام مشکلات روز مره زندگی که گریبانگیر هر یک از ماها می باشد در مسائلی مانند باغ وحش بابلسر ، پارک پردیسان و غیره از دوستداران محیط زیست در وبلاگ ها تقاضای کمک و همفکری کردم اما دریغ ، دریغ از حتی یک کامنت در این مورد . من نمی دانم این موضوعات اینقدر بی اهمیت می باشد. فکر نکنید بنده تنها در این موارد تلاش می کنم. بماند در جای خود به آن موارد هم می پردازم. من هیچ ادعایی در باره محیط زیست ندارم تنها دل به دوستانی که در ابتدا پرخروش و با هیجان جلو آمدند و یکدفعه عقب رفتند خوش کرده بودم. ایمیل هایی را که برای خانم ابتکار و جمشیدی زدم را تنها نمونه ای می آورم از عدم توجه و بی محلی کارشناسان محیط زیست به یک عاشق طبیعت. در این مدت با افراد زیادی جلسه تشکیل دادیم و همگان در آن جلسه قول اتحاد و همیاری می دانند ولی ناگهان در روز بعد از جلسه همه ناپدید می شدند من نمی دانم این چگونه کار گروهی است که فقط باید حرف زد. ما چگونه می خواهیم به فکر نجات حیوانات مظلوم و در حال انقراض کشورمان باشیم درحالیکه روی حرفهای یکدیگر به هیچ عنوان حساب نمی کنیم و یکدیگر را بعنوان یک یار قبول نمی کنیم. آقای (ن) من هنوز انگیزه ی شما را در مایوس کردن من برای پیدا کردن جفت برای سیاه گوش پردیسان متوجه نشده ام و هنوز از این حرف شما بعنوان یک طبیعت دوست و عاشق این سرزمین متعجب می باشم. خانم (ج) الآن 2ماه از سفرتان می گذرد و به من قول داده بودید که در مورد باغ وحش بابلسر به من کمک کنید ، آیا کمک کردن شما انتخابی می باشد؟؟ آقایان (الف شین)، (ش) ...  و خانمهای ... آن همه برنامه برای آگاه سازی مردم از وجود سیرک ایتالیایی ها و شکنجه حیوانات در آن چه شد ؟!! تنها به صرف قبول نداشتن اهداف یکدیگر جلوی آن همه هیجان و خروش را گرفتیتد که باعث شد به تنهایی در این زمینه اقدام کنم که می دانستم هیچ اثر مثبتی هم ندارد چون تنها شدم.من هم با خیلی از افراد اختلاف عقیده داشتم و دارم ولی هیچ گاه حاضر به خالی کردن سنگر نیستم و دوستانم را در میدان جنگ تنها نمی گذارم اگر چه با آنها موفق نباشم ولی چون هدفم به آنها نزدیک بود کمکشان کردم. البته من آنقدر نمک نشناس نمی باشم و باید در اینجا از همه فعالیتهای فردی هر یک از شماها نیز قدردانی کنم ولی چرا باید در جاهایی که نمی توانیم به یکدیگر کمک کنیم قول مساعدت بدهیم. این برخلاف قانون اخلاق انسانی می باشد که کسی را امیدوار کنیم به هیچ. به هر حال اگر واقعاً برای نابودی این سرزمین از صمیم قلب نگران می باشید و غصه می خورید ترس ، خودخواهی، دورو بودن ، غیبت کردن ، ناسزا گفتن و زیر آب یکدیگر را زدن و... را کنار بگذارید و بطور عملی از طریق  آگاه سازی افکار پوسیده مردم  در زمینه ی محیط زیست ، نشر مطالب محیط زیستی در روزنامه ها و مجله ها ، توزیع بروشور در زمینه های محیط زیست در مدارس و دانشگاهها و بین مردم  ، همیاری و دادن راه حل های عملی به مسئولین سازمان محیط زیست (شاید در بین آنها عاشق ایران زمین وجود داشته باشد) ، گزارش به نهادهای بین المللی (اگر تعداد این مکاتبات و گزارش ها زیاد باشد احتمال پی گیری آنها هم بیشتر می شود) و ... به فکر نجات محیط زیست وطنمان باشید.

نوشته شده توسط پاسدار طبيعت ايران  | لینک ثابت |