باور كنيد يك دست صدا ندارد
اين گزارش های دردناک را از شبكه خبري برنا،
خبرگزاری ایرنا، خبرگزاری مهر و چندین خبرگزاری دیگر(که دراینجا به لحاظ شباهت
خبری ازآوردن آنها خودداری می شود و توصيه مي كنم حتماً اين گزارش هاي دردناك و ضد حيوانات راببينيد) بخوانيد. نظارت همگانی شهرداری از آنجا که لطف و محبت زیادی
نسبت به حیوانات بی دفاع و زبان بسته ی شهری دارد، دو شماره 137 و 1888 را اعلام کرده است که مردم حیوان ستیز
ایران،با این دوشماره تماس حاصل فرمایند و از مامورین دلسوز شهرداری تقاضا کنند که
در اسرع وقت به محله آنها تشریف ببرندوچند سگ بدبخت گرسنه را فقط به بهانه ی اینکه
از این حیوانات می ترسند، بکشند. متاسفانه آنقدر اخبار دروغ،اطلاعات نادرست و کینه جویانه نسبت به
سگها به مردم داده شده ومی شود که همگی(شهرداری و مردم) کمرهمت بسته اند که نسل
این حیوانات با وفا وبا هوش را برای همیشه ازسرزمین ایران زمین حذف کنند.

شکایت من
،هم از مردم وهم از شهرداری محترم می باشد .چرا
شهرداری تهران وسایر شهرهای دیگر، اقدام به جمع آوری سگهای سالم و عقیم کردن آنها نمی
کند و تنها راه حل را در کشتن مظلومانه این حیوانات می بیند. سوال این است ، مگر
همه ی سگهای آواره، بیمار هستند که باید اینگونه شبانه قتل وعام شوند؟!!! من به
شماره 1888 تماس گرفتم و بعداز اتصال به اپراتور، پیشنهاد، انتقاد و نظراتم را
بیان کردم. پیشنهاد دادم که شهردار محترم یک مکانی خارج از شهر برای نگهداری از
سگهای سالم جمع آوری شده به ما که تعدادی حامی حیوانات می باشیم اختصاص دهد که خود
ما هزینه ی خوراک وعقیم کردن آنها رابعهده می گیریم.(که امیدوارم که چند نفری هم
در این موضوع مرا تنها نگذارنند).چرا باید اینگونه به زندگی این حیوانات خاتمه
دهیم، به چه حقی در اداره و امور زندگی دیگر مخلوقات خداوند دخالت می کنیم و مسئول
جان گرفتن آنها شده ایم!!! از شما دوستداران گرامی حیوان دوستم عاجزانه تقاضا می
کنم بمانند این حقیر ،به این شماره زنگ بزنید و پیشنهادی را که معقول می باشد به آنها
بدهید، شاید اگرچندین نفریک موضوع را پیگیری کنند، بتوان جلوی این کشتارهای بی
رحمانه را گرفت. حدوداً 15 دقیقه بعد دادن پیشنهادم ،از شماره 55161077 به من زنگ
زدند و گفتند پیشنهاد شما ثبت شد و مورد بررسی قرار می گیرد. البته من از سیستم
های نامه نگاری اداره ها باخبر هستم و به احتمال زیاد به پیشنهاد یک نفرهیچگاه
رسیدگی نمی شود برای همین است که از شما تقاضا می کنم که شما هم همین پیشنهاد را با
آنها مطرح کنید. باور کنید من این تماسها را با موبایل شخصی خوددر اوقات استراحت
خود در اداره انجام می دهم چون وقت دیگری در طول روز ندارم.

اگرشبها در محله های
شهرک غرب، سعادت آباد، کرج و اطراف آن و در سایر محله های تهران بروید ،صداهای
مکرر شلیک گلوله وجیغ ها و فریادهای دلخراش و دردناک سگها را می شنوید و شاید هم
صحنه های کشته شدن این حیوانات مظلوم را از نزدیک ببنید.بارها شنیدم و دیدم که ماده
سگی که از توله های شیرخواره اش مواظبت می کرد بخاطر گزارش مردم بی رحم کشته شد و
توله هایش نیز درون گونی گذاشته و زنده بگور شدند.

آیا این مسئولین ازقوانین شدیداسلام در مورد آزار نرساندن به حیوانات چیزی می دانند ؟ اسلام صریحاً از آزار و اذیت حیوانات مردم را برحذر می کند و کسانی را که باعث کشته شدن و یا آزار و شکنجه ی حیوانی شوند را ازگناهکاری بزرگ بر می شمارد که جزای بزرگی در انتظارشان خواهد بود. درد و غصه ی من بیشتر ازمردم کشورمان می باشد. چون این خود مردم هستند که آنچنان فضای زندگی خود را ازحیوانات دور کرده اند که به گفته و باور خیلی از آنها، حیوانات حقی برای زندگی در کره زمین را ندارند و باید کشته شوند تا انسانها براحتی در این کره زندگی کنند. وقتی طومارهای امضا شده مردم محله ها مبنی براقدام سریع شهرداری برای کشتار سگها و گربه های محله شان را می بینم ، تمام وجودم به لرزه درمی آید و بر این خودخواهی و بی رحمی این مردم ننگ می فرستم. چرا مردم ما چشم دیدن حیوان گرسنه ای را که درحال خوردن ته مانده های غذاهای سطل های کثیف ذباله می باشند را هم ندارند. به چشم خود هر روز و هر شب می بینم که افراد پلاستیک جمع کن که تعدادشان هم هر روز بیشتر می شود چگونه سطلهای ذباله ها را زیر و رو و در بیشترمواقع وارونه می کنند و تمام کیسه های ذباله ها را پخش و پلا می کنند. آنوقت مردم و شهرداری ایجاد این صحنه های زشت و پاره شدن های کیسه های ذباله هارا به گردن گربه های ملوس می اندازند. بزودی فیلمی از این پلاستیک جمع کن ها تهیه خواهم کرد که گناه بزرگ کثیف کردن کوچه ها و خیابانها را بدون آگاهی و مدرک گردن گربه ها نیندازند. من و دوستانم غذاهایی را که برای این گربه های گرسنه تهیه می کنیم درون ظرف های یکبار مصرف می گذاریم و در زیر سطل های آهنین ذباله ها قرارمی دهیم که هم از چشم مردم تنگ نظر دور بماند و هم گربه ها با خیال راحت غذاها را بخورند. سپس ظرف ها را جمع کرده و درون سطل ها می اندازیم. وقتی هم مردم به ما خرده می گیرند که ماشااله وضعتون خوبه که به گربه ها غذا می دهید به آنها می گوییم که وضع ما از شما خیلی بدتراست ولی وجدانمان اجازه نمی دهد که حیوان خدا را گرسنه ببینیم. وقتی هم که می گویند بجای این گربه ها به انسانها غذا بدهید در جوابشان اول می گوییم : چرا شماها که لالایی بلد هستین خودتان خوابتان نمی برد و دوم اینکه ما که اینگونه دلمان برای حیوانات می سوزد بیشتر از شما به همنوعان خود کمک می کنیم و سوم اینکه ته مانده ی غذاها را نمی توانیم به انسان گرسنه ای بدهیم اگر شما می توانید بسم اله . من کسانی را می شناسم که واقعاً خود تنگ دست و فقیر هستند ولی آنچنان به حیوانات محبت و مهربانی می کنند که همه ی ثروتمندان خسیس و خودخواه باید ازآنها درس ها بیاموزند. فقط بلد هستند خرده بگیرند. عجب ملتی شدیم ما !!! وقتی خود مردم خواهان نابودی گربه های ملوس ، سگهای با وفا، شکار پرنده ها، شکنجه ی حیوانات در سیرک هستند،آیا بایدازدولت انتظاری برای رفع مشکلات حیوانات ومحیط زیست داشت!!! دراین گزارش ها حرف های آزار دهنده ای از مردم درج شده است که دل هر حیوان دوستی رابه درد می آورد. در شبکه های تلویزیونی همه کشورها ، روز و شبی نیست که از دوستی حیوانات با انسانها و شناخت بیشتر مردم نسبت به حیوانات خبر و حرفی گفته نشود. چقدر در این مورد به آنها غبطه می خورم. در کشور ما هم صدا و سیما، روزنامه ها و مجله ها در مورد حیوانات جز بیماریهای آنها، وحشی نشان دادن آنها و ترساندن مردم از حیوانات سخن دیگری به میان نمی آورند.درد و دل من در این مورد بسیار است که اگر بخواهم بگویم ازحوصله همگی خارج است. ولی در راه آگاهی و شناخت مردم ازحیوانات تلاش می کنم و به آن روز روشنی امید دارم که مردم با آغوش باز حیوانات گرسنه و زخمی را سیر و درمان کنند. به فرزندان خویش بیاموزنند که حیوانات هم حق زندگی کردن دارند و به مشکلات بزرگ حیوانات و محیط زیست ،هم همچون مشکلات و معضلات دیگر جامعه نگاه کنندو قبول کنند که گرسنگی یک انسان دلیلی بر گرسنه ماندن یک حیوان ندارد.
به چه جرمي اين حيوانات بي دفاع را با گلوله مذاب و دردناك مي كشيد، چون نمي توانيد وجود انها را در كنار خود تحمل كنيد. ننگ بر انسانهاي خودخواه و بي رحم

دوستی چند روز پیش به من خبر داد که در پارک ایرانشهر (نزدیک خانه
ی هنرمندان) خانمی که هر روز به گربه های پارک غذا می دهد، توسط مدیر پارک متذکر
می شود که ازاین به بعد به گربه های پارک غذا ندهد چون قرار هست به همه ی گربه های
پارک غذای سمی داده شود و آنها را بکشند. بنده خدا خانومه به چندین جا در شهرداری
زنگ می زند و صحت این خبر را از آنها جویا می شود. شهرداری نیز به او پاسخ می دهد
که کشته شدن گربه ها در آن پارک صحیح نیست و با مدیر پارک ایرانشهر تماس می گیرند
و مدیر بی رحم پارک، حرفهای خانم را تکذیب می کند و می گوید من این حرفها را نگفته
ام. به هر حال شماره مدیریت این پارک 88826525 می باشد من نیز خود تماس می گیرم از
شما نیز خواهش می کنم در این موارد همیاری کنید تا اینگونه هر کسی از هر جایی رسید
برای این زبون بسته ها قانون کشتن صادر نکند. من به مدير پارك زنگ زدم و با او در اين مورد صحبت كردم اميدوام حرفي كه در مورد نكشتن گربه ها گفت صحيح باشه. او گفت كه قرار نبود گربه ها رابا سم بكشيم ما فقط به ان خانم تذكر داديم كه درون ظرف هاي يكبار مصرف به گربه ها غذا بدهد و بعد هم ظرفها را جمع كند. واقعاً هم بايد اينگونه باشد مثل من كه هر روز اين كار را انجام مي دهم.
گربه اي در حال خوردن تكه نان خشك !

نوشته
های رنگی داخل پرانتز از بنده حقیر می باشد.
در
کلانشهري که پايتخت ايران است و شهردارش داعيه برتر بودن ميان شهرداران را دارد،
شهروندان با ترس ناشي از وجود سگهاي ولگرد در خيابانها دست و پنجه نرم ميکنند. (نه
اینکه شهروندان عزیزو شریف روز ها و شب ها از وجود انسانهای قاتل ، سادیسمی،
معتادان خطرناک، روانی های زنجیری در امان هستند، الان معضلشان تنها این سگهای بی
نوا و گرسنه شده است. قباحت هم حدی دارد)
سرويس
اجتماعي برنا
هوا
داشت تاريک ميشد. پيرزن در حالي که درد پا عاصي اش کرده بود، چرخ دستي پر از خريد
روزانه را به زور به دنبال خودش مي کشيد که نگاه سنگيني را روي شانه هايش احساس
کرد و به دنبال آن پارس سگي را شنيد. فرصت درنگ نبود؛ بدون اينکه به پشت سرش نگاه
کند سبد خريد را رها کرد و با آخرين تواني که در خود سراغ داشت و به سوي مقصدي
نامعلوم دويد. ضربان قلبش به شماره افتاده بود، پاهايش ديگر به فرمانش نبودند با
ديدن يک سنگ چيزي به سرعت از ذهنش گذشت با تحرکي که از سن و سالش بعيد به نظر مي
رسيد خم شد و سنگ را به طرف سگ پرتاب کرد ولي با اين کار سگ جريحتر شد و اگر همان
موقع جواني به دادش نمي رسيد او را تکهتکه کرده بود. (چقدر
مزحکانه و بی شرمانه از حیوانات خداوند ایراد می گیرند، من خود بارها و بارها به
سگهای اواره نزدیک شده ام و اگر خوراکی همراهم بود به آنها داده ام و اگر هم
نداشتم آنها را نوازش می کردم وهیچ خطری جزمظلومیت درچشمان آنها نمی دیدم، تنها
سگهایی که بیچاره ها از بیماری هاری رنج می برند خوی وحشی گری پیدا می کنند مثل
بیماری های جنون که در انسانها بوجود می آید)
اينها
نه برگرفته از يک کتاب ترسناک است و نه مکان رخداد آن مربوط به يکي از روستاهاي
دورافتاده کشورمان ميشود. بلکه اين واقعه در گوشه اي از کلان شهر تهران روي داده
است. شهري که بدليل وجود برج آزادي و برج ميلادش ادعاي تمدن مي کند. اما در همين
شهر هزار رنگ افسانه اي، دختري دانشجو با هزاران اميد و آرزو بوسيله يک سگ هار جان
خود را از دست مي دهد(دروغ محض است، چون این دختر وقتی به زمین می
خورد بی هوش می شود و از شدت سرما یخ می زند و می میرد و وقتی جسد او را پیدا می
کنند چند سگ بدبخت هم در آن باغ لعنتی بودند که بدون کارشناسی مردن دختر را گردن
آن سگهای بدبخت می اندازند) عابري با حمله اي مشابه کارش به بيمارستان
کشيده مي شود(این همه قتل و کشتارهای وحشیانه توسط انسانها در این شهر
اتفاق می افتد بعد معضل بزرگ ما این سگهای گرسنه شده ، تا وقتی که با سگی کاری
نداشته باشید با شما کاری ندارد) کودکي از صداي پارس شبانه سگ هاي ولگرد در
محوطه مجتمع مسکوني محل زندگي اش خواب آرام شبانه اش تبديل به کابوس مي شود و ... (این
یکی که خیلی خنده دار و بی شعورانه است، بچه فلان کس مشکل خواب و روحی روانی دارد،
به صداهای سگهای بدبخت ربطش می دهند، به احتمال خیلی زیاد ، بجای اینکه او راپیش
روانپزشک قابلی ببرند پیش یک شبه روانشناس رفته اند، واقعاً ننگ بر این مردم بیاید
که اینقدر خودخواهند که بخاطر اینکه بچه شان راحت بخوابد حاضرند جان هزاران سگ بی
دفاع را بگیرند، ننگ و نفرین همه ی سگهای کشته شده بر شما باد)
سيد
محمود نصري مديرعامل شركت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران با اشاره به هجوم سگها
به شهر تهران به خاطر سرماي طاقت فرساي هوا مي گويد: كميته مبارزه با حيوانات ناقل
بيماري شهرداري تهران، تعداد 11 اکيپ را براي جمع آوري سگهاي ولگرد و انجام امور
كنترلي به طور تلفيقي تدارک ديده است. (بجای اینکه به این حیوانات
گرسنه کمک کنند ، آنها را بی رحمانه می کشند، باز هم ننگ و نفرین خداوند بر شما
باد که اینگونه خون مخلوقاتش را روی زمین می ریزید)
وي
با ابزار تاسف از اقدام هاي ناکافي در زمينه پيشگيري از افزايش سگ هاي ولگرد از
سوي سازمانهاي متولي، ادامه مي دهد: به دليل مشاهده سگها در منطقه دو شهرداري يک
اکيپ ويژه در اين منطقه مستقر است که فقط در سال جاري اقدام به امحاء 734 سگ ولگرد
کردهاند.
مديرعامل
شركت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران، با اشاره به شرايط جوي نامناسب و هواي سرد
و طاقت فرساي زمستان ميگويد: به دليل سرماي هوا، مخزن غذاي جانداران محدود مي شود
و براي پيدا کردن غذا به سوي شهرها مي آيند.
اما
صحبت مسوولان منطقه دو شنيدنيتر از همه است. چرا که آنها ترجيح دادند به جاي
يافتن هر راه حلي صورت مسئله را پاک کنند. يکي از مسوولان شهرداري اين منطقه ميگويد:
شواهدي دال بر مرگ اين دختر دانشجو به وسيله سگهاي ولگرد وجود ندارد و ما منتظر
گزارش نهايي پزشک قانوني هستيم. (دیدید گفتم دروغ است ، این شایعات مرگ بارفقط
بخاطر کینه از این حیوانات است)
حسن
حسينزاده رئيس اداره ساماندهي شهرداري منطقه دو با بيان اين مطلب که براي امحاء
سگهاي هار 11 اکيپ به طور شبانهروزي در مناطق شهري تهران مشغول گشت زني هستند،
به برنا مي گويد: يکي از اين اکيپها در منطقه دو مستقر است که تاکنون تعداد 796 قلاده
سگ بدون احتساب سگهاي زندهگير توسط افراد اين اکيپ امحاء شده اند.
وي
با بيان اين مطلب که امحاء سگها بصورت صددرصد امکان پذير نيست، ادامه مي دهد: مردم
در صورت مشاهده سگ در محل زندگي خود مراتب را با شماره 137 و 1888 در ميان
بگذارند. (ننگ بر این مردم )
"سگها
شب تا صبح يک نفس پارس ميکنند. فرزندم با وجود اينکه 12 سال دارد اما از ترس در
اتاق خود نميخوابد و شبها به ما پناه مي آورد." (فرزندتان مشکل روحی و
روانی دارد ، مشکل از سگها نیست)
اين را محمد ملکي از
ساکنان يکي از مجتمع هاي مسکوني در بام تهران ميگويد: ساکنان اين مجتمعها هيچ
امنيتي ندارند و با کلي ترس و لرز براي خريد مايحتاج خود از خانه بيرون ميآيند.
او که حدود دو سال است در اين منطقه سکونت دارد ادامه مي دهد: اين منطقه نه دورافتاده
است نه خارج از شهر. با اين همه شهرداري هيچ کاري براي حل اين مشکل نميکند.
به گفته وي در دو مجتمع پاسارگاد و مرواريد بيش از 200 خانواده زندگي مي کنند، با
اين وجود سگ هاي ولگرد شب ها به راحتي در محوطه مجتمع ها رفت و آمد و آسايش اهالي
اين ساختمان ها را مختل مي کنند.
خانم زماني که از سال 73 ساکن کوي آناهيتا در بلوار فرهنگ سعادت آباد است، در حالي
که از عملکرد شهرداري نسبت به جمع آوري اين حيوانات ناراضي است مي گويد: سگها شب
و روزمان را يکي کرده اند و با پارسهاي وقت و بيوقتشان آرامش را از ما گرفتهاند
و ترس از حمله آنها رفت و آمد شبانه مان را با مشکل روبرو کرده است. (خانم زمانی مشکل آرامش
شما سگها هستند یا صداهای مکرر و قطع نشدنی دزدگیرهای ماشینهای همسایه ها، بوق های
گوشخراش کامیونها ، صدای بلند موسیقی هماسیه ها و... شما اگر خوابتان بیاید براحتی
می خوابید مشکل را تقصیر پارس کردن های سگهای بدبخت نیندازید)
وي با تاکيد بر اين که
تاکنون چندين بار براي حل مشکل خود به شهرداري مراجعه کرده ايم ادامه ميدهد: چند
روز پيش يکي از همين سگها دنبال دخترم کرد و اگر يکي از عابران به دادش نرسيده
بود معلوم نبود چه بلايي سرش ميآمد.
به هر حال به نظر مي رسد حضور حيوانات وحشي در کوچه و خيابانهاي پايتخت،امنيت
شهروندان در کلان شهر تهران را بيش از پيش زير سوال مي برد.




