تبليغاتX
دادخواهی حیوانات از انسانها - دو موضوع در یک مطلب: افسانه دردناک قربانی کردن و ترساندن کودکان ایرانی از حیوانات
دو موضوع در یک مطلب: افسانه دردناک قربانی کردن و ترساندن کودکان ایرانی از حیوانات

حيوانات ، باعث فقر و بدبختي مردم ايران نيستند.

      خانم ها و آقايان محترم (منظورم كساني هستند كه خود را اشرف مخلوقات مي دانند)، قبل از اينكه زبان به انتقاد و گلايه از اين بحث باز گشاييد و بنده ي حقير را با الفاظ زننده و فحش هاي ركيك مورد لطف ومحبت خود قرار دهيد، تقاضا مي كنم خصلت زشت و غيراخلاقي خودخواه بودن و خودبرتر بيني را براي دقايقي از ذهن خودفراموش كنيد تا عمق درد و رنج ديگر موجودات را كه دراينجا به گوشه اي كوتاه به آن اشاره مي شود را بهتر درك كنيد. بزرگترين آرزوي من و همفکرانم اين است كه مردم ايران ، روزي انقدر به درك بالايي دست يابند كه معضلات و مشكلات مملكت خود را تنها به همنوعان خود اختصاص ندهند و متوجه شوند كه تخريب و آلوده كردن محيط زيست زيباي سرزمينشان و كشتار و اسير كردن حيوانات اين مرز و بوم مساوي است با افزايش مشكلات فراوان در زندگي تك تك انها. در اينجا قبل از پرداختن به موضع ترس مردم از حيوانات ،چون چند روز بيشتر به مراسم كشتار دسته جمعي حيوانات چهارپا باقي نمانده ،مختصري درباره اين موضوع گفته مي شود.متاسفانه درحال حاضر هيچ راهي براي پايان دادن به افسانه دردناك و بي رحمانه قرباني كردن گوسفندان، گاوها، بزهاوشترها كه يكي يكي جلوي يكديگر در يك روز سربريده مي شوند نيست. چند روز دیگر، روز كشتار بي رحمانه حيوانات است و من هر روز بيشتر از روز قبل استرس و نگراني ام از كشته شدن مظلومانه اين حيوانات بيشتر مي شود. هفته ی پيش وقتي وارد كوچه مان شدم، يك وانت پيكاني كه درونش 3 تا گوسفند با طناب محكم بسته شده بودند را ديدم كه به حالت غيرعادي و با استرس زياد سرهايشان را به هم مي زدند و محكم با پاهايشان را به كف وانت مي كوبيدند. وقتي جلوتر رفتم جلاد بي رحم را ديدم كه گوسفند بدبختي را جلوي چشم آن سه تا سلاخي مي كرد. آنقدر از لحاظ روحي منقلب شدم كه بي اختيار فرياد كشيدم و گريه كردم كه چرا اين حيوانات بدبخت را جلوي يكديگر سلاخي مي كنيد. البته اين قضيه تلخ هر روز در نقاط مختلف اين سرزمين تكرار مي شود و روز قرباني كردن  که چقدر ما باید نادان باشیم که کشته شدن حیوانات بی دفاع را جشن بگیریم ،ميليون ها گوسفند و حيوان چهارپاي ديگر به طرز خشونت باري سر بريده مي شوند. اي كاش روزي مردم ايران حداقل متوجه شوند كه قرباني كردن حيوانات دستور خداوند نيست و فقط در زمان ابراهيم براي جلوگيري از كشتار روزمره ي مردم دوره نمرود ،حیوانات را جای آنها قربانی کردند.وگرنه معني قرباني كردن ،بروشني نقض حقوق جانهاي جانداران را بيان مي كند. اگرحيواني كشته شود كه چه چيزي نصيب ما می شود؟ چرا فكر مي كنيم با خون ريختن حيواني ، فرامين الهي را اطاعت كرده ايم برعكس در كار خداوند دخالت مستقيم كرده ايم و مي كنيم. متاسفانه شايد هزاران سال زمان بايد بگذرد تا مردم روزي متوجه اين حرفها شوند. من ادعاي فضل و دانش نمي كنم. من ارزش جان همه ي جانداران را مي دانم و هيچ حقي براي گرفتن جان كوچكترين موجود روي زمين را هم به خودم نمي دهم. مي خواهيد عبادت كنيد ، دور از چشم ديگران براي خداي خود نماز بخوانيد ، دعا كنيد ، از نعمتهايي كه به شما داده است سپاسگزاري كنيد ، چه لزومي مي دانيد وقتي يك ركعت نماز هم براي قدرداني از نعمتهاي او برپا نمي كنيد ، با خون ريختن حيوان نگون بختي اين عبادت هاي خونين و از خود دراوردني را انجام مي دهيد. حرف از آیه های قران را نیاورید که من ازهر کسی بهتر معنی قرآن را بلد هستم و بارها و بارها خوانده ام ، پس برای من یکی جانماز آب نکشید.سخن در اين مورد زياد است. (در قسمت خون در برابر خون در همين وبلاگ مي توانيد  درمورد قرباني كردن بيشتر بخوانيد). اگر شما و خانواده ی شما هم در کشتار دسته جمعی حیوانات دست دارید، بجای اینکه زندگی حیوانی را اینگونه وحشتناک و بی رحمانه از او بگیرید، هزینه ی خرید آن حیوان را به فرد مستمند و گرسنه ای که با آن پول خرید حیوان، شاید گره ای از مشکلات زندگی اش باز شود.این است راه عبادت نه سلاخی کردن حیوانات.

چند روز ديگر به كشتار بي رحمانه ي گوسپندهاي مظلوم و زبان بسته نمانده . اي كاش من هم درآن روز بميرم، لحظه هاي خيلي سختي رادراين روزها مي گذارنم. چشمهاي نگران و وحشت زده ي اين حيوانات را كه خودشان هم از سرنوشت شومشان كمابيش خبر دارند را نگاه مي كنم، قطره هاي اشك را در گوشه چشمانشان نظاره مي كنم كه مظلوميت اين حيوانات را چند برابر مي كند. باور كنيد گوشت اين حيوانات ، سمي است كه وارد بدن خود مي كنيد، مي توانيد از جنبه هاي علمي و پزشكي اين مساله را مورد تحقيق و مطالعه قرار دهيد. اي كاش روزي برسد كه مردم دنيا و مملكت مان ، پي به مظلوميت اين حيوانات ببرند و از كشتارهاي روزانه و ايجاد كشتارگاه هاي متعدد در سراسر اين دنيا دست بردارند.

من هیچ وقت از این صحنه های دهشتناک نمی توانم فیلم و عکس تهیه کنم، چون آنقدر منقلب و ناراحت می شوم که نمیتوانم شاهد جان دادن و سلاخی کردن حیوان زبان بسته و مظلومی باشم که بدون هیچ گناهی اینگونه برای مراسم های خرافاتی و موهومات مذهبی جلوی چشم یکدیگرکشته می شوند.



وقتی ما مردم اینگونه با حیوانات به خشونت و بی رحمی رفتار می کنیم، چه انتظاری از رفتارهای انسانی بایکدیگر را داریم، گوسفندان بدبخت قبل از کشته شدنشان اینگونه به محل قربانی کردن حمل می شوند. دست و پاهای آنها را آنچنان محکم با طناب می بندند و درون جعبه های پلاستیکی پشت موتورسیکلت ها می گذارند و بسرعت به محل سلاخی کردن     می برند. ترس و وحشت درچشمان آنها دل هر حیوان دوستی را بدرد می آورد. گوسفندان آنقدر می ترسند که بیشتر آنها قبل از رسیدن کارد به گلویشان سکته می کنند.



گوسفند ها، حیوانات بااحساسی هستند ، آنها را با زور و با کتک به محل قربانی کردن می برند. ای کاش زبان آدمها را بلد بودند و دردها و رنج های خود را فریاد می زدند.




ًبرای یک انسان خودخواه که بخاطر سیاست های کثیف در دنیای انسانها کشته شده ، چندین گوسفند باید قربانی شوند؟اصلاً به چه منظوری باید کشته شوند؟ آیاتقاص کشته شدن این آدم و آدمهای دیگر را باید حیوانات پس دهند؟ وقتی یک نفرمی میرد باید چندین حیوان را بکشیم تا عقده هایمان اینگونه خالی شود. کدام یک از جامعه های حیوانی ، وقتی یکی از آنها کشته می شود چندین انسان را قربانی می کنند. خودخواهی هم حدی دارد. تا وقتی افکار اینگونه متحجرانه داریم انتظار جهانی همراه با صلح و آرامش را بایدبا خود بگور ببریم.


     کودکان ایرانی ، برعکس همه ی کودکان دنیا،از پدر و مادرهایشان یاد می گیرند که ازحیوانات دوری کنند، آنها را دوست نداشته باشند، آنهارادشمنان بزرگ خود بدانند، به آنها کمک نکنند، غذا ندهند،آنها را با چوب و سنگ و هر آنچه بدستشان می رسد،کتک بزنند و...

   با رسيدن فصل سرما،نگراني ودلواپسي هاي من ودوستانم براي حيوانات بيشتر مي شود. از حيوانات شهري گرفته تا حيوانات جنگل و دشت و بيابان. گربه هاي مظلوم شهري اينقدراز دست اين مردم وحشت دارند که كافي است كه فقط به آنها يك قدم نزديك شويد،آنچنان باسرعت فرارمي كنند كه برای تک تک ما،جاي خجالت وتاسف فراوان دارد. همیشه برایم سوال بوده که چرا کودکان ایرانی به طرز خجالت آوری از حیوانات ترسانده می شوند و پدران و مادران آنها تلاش فراوانی دردورنگه داشتن ذهن فرزندانشان نسبت به شناخت دنیای حیوانات می کنند. هر روزدرکانال های تلویزیونی کشورهای دنیا ازاروپا گرفته تا کشورهای افریقایی وعرب های مسلمان نشین شاهد پخش سریال ها، فیلم ها، مستندها و برنامه های مختلف درزمینه شناخت حیوانات و محبت کردن به آنها برای بچه ها و حتی بزرگسالان هستیم. این برنامه ها جزو برنامه های اصلی هرکشوری می باشد. به بچه هایشان یاد می دهند که مارها،خطرناک نیستند و نباید تا آنها را در جایی می بینید، با سنگ یا چوب بکشیدشان، همه ی مارها ،سمی نیستند و تا وقتی برای مارسمی و لانه اش مزاحمت ایجاد نکنید ،شما را نیش نمی زند. خبرهای دروغ ویک کلاغ چهل کلاغ ها درباره حمله ی گرگ ها، شیرها، ببرها وحیوانات گوشتخوار دیگر به آدمی، باعث ترس های کاذب مردم از حیوانات شده است. ولی هیچ گاه به مردم گفته نمی شود که انگیزه ی اصلی حمله ی یک گرگ به روستایی چیست. حیوانات آنقدر از انسانها بیزار و متنفر شده اند و هستند که تمایلی به نزدیک شدن به جامعه های انسانی را ندارند. وقتی روستاییان توله های کوچک و ضعیف گرگ ها را می دزدند و بنا به اعتقادات خصمانه و بی رحمانه ی خود زنده زنده آنها رابه آتش می کشند چه انتظاری از ماده گرگ ها دارید که از دور شاهد زنده سوختن توله های بی گناهشان هستندووقتی این ماده گرگ ها به آن روستا می روند که جان توله هایشان را نجات دهند وبا محاصره ی مردم روبرو می شوند که با چوب و چماق آماده کشتن آنها هستند، بعد که به آنها برای حفظ نجات خودش حمله می کند، آنها را وحشی و آدمخوار خطاب می کنند.

همه ی حیوانات مانند انسانها، عشق به فرزند دارند، آنها هم طاقت فرورفتن یک خار در چشم بچه هایشان راندارند، چه برسد به دیدن زنده زنده سوزاندن آنها توسط انسانها

کافی است به اسارتگاه های حیوانات تهران وسایر شهرها بروید وچشمان اشکبار و نگاه های اندوه بار این گرگ ها را ببینید که به جرم گرگ بودن باید دراسارت بسر برند.شیرها و ببرها را از محیط طبیعی زندگیشان جدا می کنند و با انواع شکنجه ها از جمله ضربه های مرگ بارباتوم های شوک آور،شلاق های دردناک وگرسنه نگه داشتن آنها به مدت چندین روز، آنها را مطیع خود می کنند که از حلقه های آتش بپرند تا کودکان مغز شستشو داده ی آدمیان برای چند دقیقه بخندند واز دیدن لحظه های زجرآوراین حیوانات باشکوه لذت ببرند. غافل از اینکه پدران و مادران این کودکان به آنها نمی گویند که شیرها و درکل گربه سانان ، حیواناتی هستند که از آتش و گرمای آنها،به اندازه ای وحشت دارند که بعد از پرش های اجباری از درون این حلقه های آتش، تا مدتی لحظات دردناک و پر از استرسی را می گذرانند.

حیوانات اسیر در سیرک های سراسر شکنجه، این همان خرسی است که با دامن کوتاه قرمز روی دوپایش برای آدمها راه میرود تا آنها به طرز راه رفتن اجباری او بخندند. شرمم باد که من هم جزو این جامعه انسانی هستم.فقط وضعیت قفس تنگ و کثیف این خرس را ببینید و تصمیم در مورد خندیدن و رفتن به سیرک به عهده خود شماست.

به کودکان ایرانی بیاموزیم که شکنجه حیوانات و انجام کارهای غیرعادی و غیر طبیعی از آنها برای انسانها شادی آفرین نمی باشد.

پدران و مادران ایرانی به فرزندانشان یاد می دهند که با تفنگ ساچمه ای و یا ... پرنده ای را که درحال آب خوردن است را هدف بگیرد و او را بکشد،گربه ای را که درحال خوردن تکه غذای مانده ای از سطلهای کثیف زباله می باشد را با سنگ بزند تا او را بکشد یا زخمی کند، سگهای آواره ومظلوم را نیست و نابود کند، جوجه های رنگین بخرد و بعنوان اسباب بازی با آنها بازی کند تا بعد از چند روز انها را بکشد. ماهی های قرمز را درون تنگ های کوچک قراردهد تا از تنگی جا و کمبود اکسیژن خفه شوند و بمیرند. به اسارتگاه های حیوانات برود و یا یک تکه چوب، روی میله های آهنی قفس های تنگ و کثیف حیوانات در بند بکوبد وایجاد سرو صداهای زیاد کند تا با این کار خود ،آنها را بیشتر بترساند و از لحاظ روحی داغون تر کند. هر روز باید با افرادی که بی ادبانه من را تهدید می کنند، خانم دیگه به این گربه ها غذا نده، ما داریم اینجا زندگی می کنیم، بچه هامون مریض می شوند، خانوم ها می ترسند از این هیولاها(منظورشان گربه های ملوس و خوشگل هست)،روبرومی شوم. آخرین حرف جالبی که آقایی به من همین دو روز پیش زد،این بود:خانوم با غذا دادن به این گربه ها،اینجا را گربه پرور می کنی !!!! درون خانه های هر کدام از این افراد بروید نه خبری از رعایت بهداشت است نه تمیزی. فقط زورشان به حیوانات و ضعیف تر از خودشان می رسد. همین افرادی که اینگونه حیوانات را منبع آلودگی و بیماریهای مرگبار می دانند، خود از آلوده کننده ترین موجودات روی زمین می باشند. وقتی به پیک نیک آخر هفته می روند، تمام آشغالهای خود را اعم از کیسه های پلاستیکی، پوست خربزه، هندوانه و غیره را درون رودخانه، یا کنار درخت قرار می دهند و به خانه یشان می روند. توالت هم که درهمان طبیعت برایشان میسراست. جنگل ها، دشت و کوه ها را به گند و کثافت کشانده اند و دم ازکثیف بودن حیوانات می زنند. یک نگاه به پلاستیک جمع کن ها ازهمنوع های خود بیندازید که چگونه در روز روشن تمام کیسه های کثیف زباله ها را از درون سطل های زباله ها بیرون می ریزند و پخش و پلا می کنند.همین دیروز بود از سرکارکه برگشتم، تمامی سطلهای زباله ها انداخته شده بودند و کیسه های زباله ها به این وطرف آن طرف پراکنده شده بودند، آیا این کار گربه های 4،5 کیلویی هست؟

تمام زباله ها توسط این افراد، از سطلهای زباله ، پراکنده می شوند، آنوقت مردم و شهرداری ایجاد این مناظر زشت را تقصیر گربه های ملوس می اندازند.اگر توان مالی خوبی دارید به این افراد تهی دست جامعه کمک کنید از من و امثال من نخواهید که بجای کمک کردن به حیوانات به این افراد کمک کنید ، ما به حد توان مالی خودمان به این افراد کمک می کنیم، بیشتراز آن، توانایی مادی نداریم.

درتمام روزنامه ها ،آلودگی های شهری را به گردن این کوچولوهای معصوم می اندازند. چرا هیچ کدام از این مردم با انصاف، زورشان به این افراد پلاستیک جمع کن واز لحاظ بهداشت بدنی درحد خطرناک، هشدار نمی دهند و پاره شدن کیسه های زباله هایشان را به گردن این گربه ها می اندازند. باورتان می شود یا نمی شود، خودم با چشم خودم این افراد را دیدم که ازیک کامیونت خیلی شیک و نو پیاده شدند و روانه ی سطل های زباله ها شدند. آخر شب هم کارفرمای آنها دنبالشان می آید و کیسه های آنها را می گیرد ومبلغی خیلی ناچیز به آنها می دهد ودوباره این پلاستیک های کثیف و آلوده درچرخه تولید قرار می گیرد.مردمی که چشم دیدن خوردن ته مانده های غذاهایشان توسط گربه ها و دیگر حیوانات شهری را ندارند، چگونه می توانند ادعای کمک به همنوعان خویش را کنند!!!! مردمی که اینگونه خصمانه و کینه جویانه نسبت به حیوانات رفتار می کنند، چگونه مهر و محبت را به همنوعان خویش ابراز می کنند!!!! چگونه انتظار دارند فقیران و گرسنگان شهرشان، از این وضعیت مرگبار نجات یابند. کسی که حاضر نیست نان های خشک و دور ریختنی خود را خرد کند و به پرنده های گرسنه بدهد، آیا حاضر است غذای مناسبی به همسایه گرسنه ی خود بدهد!!!! کسی که ته مانده های غذاهای خود را درون کیسه های زباله می ریزد و محکم در آنها را می بندد که یک وقت گربه ی گرسنه ای نتواند آنرا باز کند و کمی از آن ته مانده غذا را بخورد، چگونه حاضر می شود غذای خود را با انسان فقیری تقسیم کند!!!! مطمئن باشید گربه ها آنقدر پر زور و قوی نیستند که کیسه های زباله ها را پاره پاره کنند، نهایت تلاششان این است که گوشه ای از کیسه ها را پاره کنند.من خودم درون ظرف های یکبار مصرف برایشان غذا می گذارم و روز بعد ظرف ها را جمع می کنم آن هم در عرض دیدعموم  نمی گذارم بلکه در زیر سطلها می گذارم که هم گربه ها با خیالت راحت ترغذاها را بخورند و هم مردم حیوان ستیزبرایشان مزاحمت ایجاد نکنند. به هر حال کمک به حیوانات و غذا دادن به آنها هیچ ارتباطی به کمک نکردن به همنوعان خودمان ندارد. اگر کسی نمی تواند به انسانهای گرسنه و فقیر کمک کند، حق ندارد به من و امثال من که به حیوانات کمک می کنیم و غذا می دهیم، خرده و ایراد بگیرد. هر کسی می تواند به هر موجودی که دوست دارد کمک کند. همانطور که من حق ندارم به کسی که به انسان گرسنه ای کمک می کند ، ایراد بگیرم که چرا به حیوانات گرسنه کمک نمی کنی. اگر انسانی با ته مانده های غذای رستوران ها و بال و گردنی که من هر روز برای گربه ها تهیه می کنم سیر می شود ، به من کمک کنید تا شکم انسانهای گرسنه ی شهرمان را هم با این غذاها سیر کنیم. وگرنه برای من شعار ندهید که من به فکر همنوعان خویش نیستم. توانایی من درحدی نیست که به انسانهای فقیر و گرسنه کمک کنم. شما عزیزانی که لالایی خوب بلدین ، بسم اله، بفرمایید به کمک فقیران شهرتان بشتابید. اگر هم نمی خواهید و نمی توانید به من و امثال خرده نگیرید.


این پیشی خوشگل از روزهای آغازین فصل سرما در کنار دیوار گرم منزل ما اتراق کرده و من هر روز او را نوازش میکنم و برایش غذا می برم.خیلی مهربان و خونگرم است.

این گربه که چند دقیقه بیشتر از تصادفش نگذشته بود را از وسط خیابان برداشتم و آروز می کردم ای کاش زودتر بهش رسیده بودم و شاید         می توانستم کاری برایش کنم. این مردم که اینگونه بی رحمانه گربه ها و حیوانات دیگر را با اتومبیل هایشان زیر می گیرند و بدون آنکه سر برگردانند و ببینند که چه اتفاقی افتاد ، آیا وقتی همنوع خویش را هم زیر بگیرند، می ایستند و او را به بیمارستان می رسانند. بطور قطع بگویم، این کار را نمی کنند چون جان هیچ موجودی برایشان اهمیت ندارد.

این هم گربه ی پیشونی سفید من ، گربه ی کوچه ی ادراه مون هست که خیلی منو دوست داره و من 1000برابر بیشتر اونو دوست دارم. گربه ها شخصیت های متفاوتی دارند. بعضی از آنها خیلی خودمونی و خونگرم هستند و زود با انسانها دوست می شوند.این پیشونی سفید هر کجا که باشه تا من سوار ماشین می شوم، با سرعت به سمت من می آید و با یک پرش روی کاپوت ماشین می پره ومنو نگاه می کنه. بعد هم یک گوشه می ایستد تا من بروم. گربه های تو کوچه اداره 10تایی هستند. آن مرد خودخواه منو تهدید کرد که این محله را گربه پرور می کنم و گربه ها به اینجا عادت می کنند. اینقدر نادان هست که فکر نمی کند که چه من به آنها غذا بدهم چه ندهم گربه ها دراین محله هستند.

این 4 تا بچه گربه ی خوشگل هستند که از دوران بچگی تا الان هر روز برایشان غذا می برم. خیابان بالایی منزلمان می باشند. هر روز صبح منتظر من نشستند ، باورتان نمی شود وقتی منو می بینند بدوبدو سمت من می آیند. دیدن این صحنه ها بهترین دقیقه های زندگی ام میباشد.الآن دو تاشونو تو تصویر می بینید.

 چند تا گربه ی کوچه اداره مون
این گربه کوچولو کجا خوابیده ، چه جای گرم و نرمی

این تشک درون این وانت خراب ، گذاشته شده بود و این گربه روی آن می خوابید. صاحب وانت چشم دیدن آرامش برای این حیوان را نداشت و بزودی این تشک را از ماشینش برداشت.

به امید روزی که کودکان ایرانی، حق زندگی را تنها به همنوعان خویش ندهند و به حقوق همه ی جانهای جانداران کره ی زمین احترام بگذارند و برخلاف عقیده های پوچ و خرافات پدران و مادران خود، حیوانات را دوست داشته باشند و به آنها محبت کنند.
نوشته شده توسط پاسدار طبيعت ايران  | لینک ثابت |