تبليغاتX
دادخواهی حیوانات از انسانها - سیزده بدر ، روز دشمنی با طبیعت در ایران
سیزده بدر ، روز دشمنی با طبیعت در ایران یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 2:16

 

سیزده بدر، روز دشمنی با طبیعت در ایران

          هنگامیکه نگاهی به لیست جشن های ایرانیان باستان بیندازید، خیلی زود متوجه این موضوع      می شوید که ایرانیان باستان هرموضوع طبیعت را بهانه ای برای جشن گرفتن قرارمی دادند و وجود و اجرای این جشن ها تنها نشان دهنده این بود که چقدر آن مردمان، به طبیعت و فرایند های آن ارزش و احترام قائل می شدند. مردمانی که برای گرم و سرد شدن هوا، وزش بادهای گوناگون، شکوفایی گلها، بارش باران و برف وهرتغییری که ازروی غریزه ی طبیعت رخ می داد به شادی و پایکوبی می پرداختند و دست دردست یکدیگر دلهایشان را روزبروز به یکدیگر نزدیکترومهربانتر می کردند. باید گفت این جشن ها بهترین روش برای نزدیک شدن دلهای آن مردمان به یکدیگرومتحد بودن یکپارچه آنها برای جلوگیری ازورود هر گونه دشمن بدخواه آن مردم و سرزمین شان بود. 

خانم ها، آقایون، لطفاً همانطوریکه  برای تمییز نگه داشتن منزلتان، وسواس بخرج می دهید ،طبیعت رانیز آلوده نسازید،چقدر انسان باید ناسپاس باشد ازاین همه لطف ومحبتی که طبیعت به او روا می دارد واو درعوض، زشتی و کثیفی می دهد.

          متاسفانه بعد از فروپاشی کامل سلسه های بزرگ و متمدن ایرانیان باستان وهجوم انواع واقسام ملیت های بی فرهنگ، دزد وکینه جو نسبت به ایرانیان،بتدریج خوی وصفت مردمان سرزمین اهورایی نیز آمیخته با بی فرهنگی،بدخواهی و زشتی شد و آیین ها و مراسم های زیبای ما ایرانیان بواسطه وجود افکار پلید وبی ارزش مورد هجوم و تغییرات فراوان قرار گرفت واز آن همه جشن ها و پایکوبی ها، تنها چند جشن درذهن این مردم ماندگار شد از جمله جشن بزرگ نوروز و چهارشنبه سوری و دیگر هیچ. کمتر ایرانی مسلمانی درحال حاضر می داند که باید روز دهم بهمن ماه را بواسطه وجود جشن سده، جشن گرفت، جشن مهرگان را کسی نمی شناسد، جشن اسفندگان(روز احترام ویژه به زنان)،آبانگاه،تیرگان، جشن نیلوفر و بسیاری جشن های با معنی دیگر.

آیا در بین این همه زباله، آلودگی از طرف حیوانات می بینید؟ شما انسانهای بافرهنگ و پاکیزه ای که حیوانات را منبع آلودگی،میکروب وبیماری می پندارید،مسبب این آلودگی های زشت و زننده را انسانها  یا حیواناتمی دانید؟

          هزاران بار افسوس و افسوس اینکه دیگر خبری از آن همه احترام و ارزش زیاد ایرانیان نسبت به طبیعت زیبای اطراف خودشان نیست. دیگر خبری ازاحترام به درختان، رودخانه ها، دریاها، کوهها و دشت ها و حیوانات زبان بسته نیست. آری ایرانیان باستان،مردمانی بودند که آنقدر طبیعت رادوست می داشتند که حاضرنبودند کوچکترین لطمه ای به آن وارد کنند. مردمانی که هیچ گاه آبهای چه روان و چه راکد را آلوده به کثافات و فضولات خود نمی کردند، شاخه های ی نهال های نورسیده را برای تفریح و آتش زدن،بی رحمانه نمی شکستند.حیوانات این سرزمین را به بهانه های مختلف ازجمله سیر کردن شکم هایشان، آزار و اذیت، تفریح های مسخره نمی زدند و نمی کشتند.اعمال وقیحانه ای که سالهای سال است شاهد بروز آنها هستیم. بنده مخالف ایران و ایرانی نیستم،بلکه ازافرادی که ایران و ایرانی را اینگونه به پست ترین نقطه موجود رسانده اند متنفر و منزجرم و تلاش می کنم که حقایق پشت پرده ای را که باعث اینگونه رذالت و پستی برای کشورم شده را به آگاهی همه برسانم. تنها کسانی ازخواندن این مطلب ناراحت و عصبانی می شوندکه وقتی وارد طبیعت می شوند،بی رحمانه سعی درکثیف کردن و تخریب آن می کنند. آیا این جز بی فرهنگی و بدور از اخلاق انسانیت نیست که فردی اینگونه نسبت به طبیعت سرزمینش دشمن و بی رحم باشد.

در همه کشورهای دنیا، مردم برای لذت بردن از ساحل دریاها، مسافت های زیادی راه می پیمایند، درایران ما هم بجای لذت بردن ازساحل زیبای دریا، باید زباله ها را کنار زد تا راهی بسوی آب دریا باز کرد.

     

      برای پی بردن به بی فرهنگی ۹۹ درصد مردم ایران نسبت به طبیعت دراین قرن، فقط کافی است نگاهی به وضعیت وخیم و اسف بار رودخانه ها، کوهها، جنگلها، مراتع، دشت ها، سواحل وحتی همین پارک های ساخته دست انسان نگاهی بیندازید. جز کثیفی و زشتی چه می بینید. آیا دستور انداختن زباله ها و کثافات خود را هم گردن این دولت و آن دولت باید انداخت؟ آیا دولت به ما مردم گفته است که به فرزندانتان یاد بدهید که تمام زباله های پیک نیک خود را کناردرختان یا درون آبهای رودخانه ها سرازیر کنید؟ بنده به هیچ عنوان ازهیچ دولتی درایران حمایت نمی کنم، چون متاسفانه هیچ گاه هیچ دولتی نتواسته مردم ایران را از دشمنی با طبیعت و حیوانات دور سازد. من تنها دلیل نابودی و تخریب محیط زیست کشورمان را بی اهمیتی مردم نسبت به آن می دانم چون اگرمردم نسبت به نابودی ذره ذره این مرزو بوم، واکنشی نشان می دادند و بدهند، از دولتشان می خواستند و می خواهندکه برای نجات محیط زیست درحال تخریب کشورشان، اقدامی کند.مثلاً درهمین روزسیزده بدر،که چند سالی است مخالفان فرهنگ ایران زمین که عاجز از جلوگیری این جشن بزرگ شده اند،بناچار آن را تغییر نام داده و روز طبیعت گذاشته اند، مردم ایران بجای اینکه با تمییز نگه داشتن طبیعت تازه شکفته شده زمین، مهربان باشند و با این کار خود مشت محکمی برصورت دشمنان آیین های ایرانی بزنند، برعکس، کمر همت بسته و با تمام نیروی خود دست به تخریب طبیعت می زنند. این چگونه روز طبیعتی است که میلیون ها ایرانی همراه با خانواده های خود به سوی طبیعت حرکت می کنند و از صبح تا عصر دایم می خورند ومی خندند و بعد هم هر آنچه را که با خود نمی خواهند به منزل ببرند را درطبیعت رها می سازند، آیا واقعاً درآن لحظه، طبیعت را یک سطل زباله بزرگ می بینند؟ آیا فکر می کنند رفتگر پیری می آید و زباله های آنها را جمع می کند؟ آیا این افراد،در خانه های خود نیز زباله های خود را در گوشه ای از خانه انباشته می کنند؟ آیا واقعاً شکستن شاخه های درختان و برپاکردن آتش در زیر شاخه های آنها ،جزو فرهنگ والای سیزده بدراست؟ پس حال می توانم بگویم که دیگر اثری از آن فرهنگ والای پارسی درخون کمتر ایرانی جریان دارد.

وقتی نگاهی به این زباله های کنار جاده های ایران می اندازم، بجای لذت بردن از طبیعت، غصه می خورم که چرا اینقدربی فرهنگی درمردم شایع شده است.

 

درچندهزارسال پیش، ایرانیان اولین مردمانی بودند که سیستم فاضلاب را راه اندازی کردند، آیااکنون این مردم را، باید از تبار آن مردمان با فرهنگ بشمارآورد؟!!!

         وقتی در روز پاکسازی کوهها با جمعیت معدودطبیعت دوستی که درطول عمر زندگیشان، کوچکترین آسیبی به طبیعت وارد نکرده اند، همراه می شدم و می شوم و آشغال ها و زباله های انسانهای بی فرهنگ و ناسپاسی را که بی رحمانه درطبیعت انداخته را جمع می کردم و می کنم با خود می اندیشم که ایران من کی از دست این مردم بی رحم و ناسپاس رها می شود؟ وقتی درحال جمع کردن زباله های انباشته شده ازکنار یک درخت زیبا بودم، پسر جوانی که درحال خوردن پفک بود، با خنده ای که هیچ گاه معنی اش را نفهمیدم و نمی فهمم، بعد از خوردن سریع دانه های پفک، پاکت آن را به سوی من پرتاب کرد و با لحن مسخره آمیزی گفت: این را هم جمع کن و من نگاهی به او انداختم و دردرون خودم گریستم که ایرانم با وجود این افراد، هیچ گاه روی پیشرفت و شادی را نخواهد دید. هم میهن عزیزم اگر واقعاً سرزمینت را دوست داری، مطمئن باش با تخریب محیط زیست کشورت،تنها کمک بزرگی به دشمنان آن می کنی و حق زندگی و استفاده نسل آینده را از طبیعت زیبای آن می گیری.ای کاش فرزندان ایران زمین (از افرادبزرگسال ناامید شدم) این موضوع را بخوبی درک کنند که مشکلات کشورشان تنها در فقر،گرسنگی، فحشا،اوضاع نابسامان اقتصادی و تهدید ها و تحریم های دنیا نیست، بلکه، باید بدانیم که با آلوده کردن دریاها، جنگلها وبیابان های این سرزمین، ناخواسته و خواسته تیشه به ریشه ی این سرزمین می زنیم. اگر چشم همه ی دنیا به سوی این سرزمین ثروتمند و غنی می باشد بخاطر وجود طبیعت ومحیط زیست غنی و زیبای آن می باشد که همچین ثروت بزرگی درکمتری کشوری دردنیا وجود دارد. نکته آخر اینکه دشمنی با طبیعت ارتباط خیلی نزدیک و مستقیم با فقر،گرسنگی،بدبختی و فلاکت یک ملت دارد. پس اگرمن و امثال من دلسوزانه از مردم می خواهیم که طبیعت را نابود نکنند، بخاطر مبارزه با هرگونه فقرو فلاکت می باشد. این خود مردم هستند که سرنوشت خود را رقم می زنند.به امید ایرانی آری از هرگونه ناپاکی.

پرنده ی زنده درغم ازدست دادن یارزندگی اش که بخاطرآلوده کردن

آب برکه توسط انسانهای خودخواه، فریاد می کشد.

نوشته شده توسط پاسدار طبيعت ايران  | لینک ثابت |